آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکى از خیابانهاى پایتخت یمن به نام ندا نامگذارى شد...  چاپ
تاریخ : یکشنبه 1 آذر ماه سال 1388

روزنامه های چاپ عربستان نوشتند، مردم یمن که از دخالتهاى حکومت جمهوری اسلامی در این کشور به خشم آمده اند، نام یکى از خیابانهاى صنعا پایتخت یمن را به نام "ندا" نامگذارى کردند.

روزنامه الوطن نوشت، "مقامات به صدها شهروند که قصد داشتند در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در صنعا تظاهرات کنند اجازه گردهمایی ندادند. تظاهرکنندگان خشمگین یمنى در اعتراض به دخالتهاى جکومت ایران، نام "ندا آقاسلطان" را که در حوادث اخیر ایران کشته شد، روى خیابانى در صنعا گذاشتند. یک مقام شوراى محلى شهر صنعا در واکنش به تغییر نام این خیابان گفت، مردم این شهر از چند روز پیش در مورد تغییر نام این خیابان فشار زیادى به مقامات این شورا آورده بودند.

زنان عضو بسیج خواستار استرداد شاهد قتل ندا شدند  چاپ
تاریخ : دوشنبه 25 آبان ماه سال 1388

گروهی از زنان عضو نیروی بسیج(حدود هشتاد نفر) با برپایی تظاهراتی در برابر سفارت بریتانیا در تهران خواستار استرداد شاهد قتل ندا آقا سلطان شده اند.

حتماً تصاویر درج شده از این خانمها را که در خبرها آمده است ببینید!!!  بسیار زیبا وتأثیر گذارهستند.

به گزارش منابع خبری جمهوری اسلامی، بعد از ظهر روز چهارشنبه، 11 نوامبر (20 آبان)، جمعی از "خواهران بسیجی" در برابر سفارت بریتانیا در تهران تجمع کردند و با صدور بیانیه ای از دولت این کشور خواستند آرش حجازی را که در بریتانیا به سر می برد به ایران بازگرداند.

خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - در گزارشی از این تجمع، از آقای حجازی به عنوان "قاتل ندا آقا سلطان" یاد کرده و گفته است که تظاهرکنندگان همچنین خواستار تحویل "عوامل این قتل مظلومانه در سازمان مخوف MI6 برای محاکمه" در ایران شده اند.

MI6 مسئول امور خارجی تشکیلات اطلاعاتی بریتانیاست.

در این بیانیه آمده است که "از رژیم سلطنتی انگلستان می خواهیم هرچه سریعتر آرش حجازی، قاتل ندا آقا سلطان را به جمهوری اسلامی مسترد کند."

ندا آقا سلطان در جریان تظاهرات اعتراضی نسبت به نتیجه اعلام شده انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ضرب گلوله در تهران به قتل رسید و فیلم جان دادن او، که ظاهرا با تلفن همراه برداشته شده بود، در شبکه های اینترنتی منتشر شد.

انتشار این تصاویر در سطح جهانی باعث واکنش تند شماری از نهادها و شخصیت های خارجی نسبت به نحوه برخورد با تظاهرات آرام مردم در جمهوری اسلامی شد.

بخشی از این فیلم نشان می دهد که آرش حجازی، که در رشته پزشکی تحصیل کرده، می کوشد به ندا آقا سلطان کمک کند.

آرش حجازی بعدا به خارج از کشور رفت و در مصاحبه ای با بی بی سی، ضمن بیان مشاهدات خود از این واقعه، گفت که افراد حاضر در محل شخصی را به عنوان ضارب ندا گرفتند و در جستجوی بدنی او، کارتی حاکی از عضویت این فرد در نیروی بسیج را به دست آوردند و این کارت در شبکه های اینترنتی منتشر شده است.

پس از انتشار این گزارش ها، مقامات جمهوری اسلامی کشته شدن ندا آقا سلطان را تایید کردند اما در مورد قاتل او نظرات متفاوتی ابراز داشتند و از جمله دست داشتن خبرنگاران رسانه ها یا ماموران اطلاعاتی خارجی در این حادثه را مطرح کردند.

ندا آقا سلطان و تصاویری که از آخرین لحظات حیات او انتشار یافته به یکی از نمادهای حرکت اعتراض علیه نتیجه انتخابات و خشونت دولت با معترضان تبدیل شده که به "جنبش سبز" شهرت یافته است.

برگزاری تظاهرات زنان عضو بسیج و متهم ساختن آرش حجازی و دستگاه های اطلاعاتی بریتانیا در حالی برگزار می شود که انتشار خبر تصمیم یک موسسه آموزشی بریتانیا در تاسیس و اعطای بورسیه ای به نام ندا آقا سلطان با واکنش منفی سفارت جمهوری اسلامی در لندن مواجه شده است.

کالج کوئینز، از کالج های تشکیل دهنده دانشگاه آکسفورد در بریتانیا، این بورسیه را در اختیار دانشجویان فلسفه در مقطع فوق لیسانس قرار می دهد.

ندا خواهان آزادی بود... گفتگوی بخش خبری بی بی سی با کاسپین ماکان  چاپ
تاریخ : دوشنبه 25 آبان ماه سال 1388

ندا آقا سلطان، در درگیری های روز شنبه ۳۰ خرداد در تهران در اثر اصابت گلوله به قلبش کشته شد.

تصاویر ارسالی از لحظه مرگ ندا آقا سلطانی و عکس های مخابره شده از این دختر جوان بلافاصله در سایت ها و رسانه های خبری مختلف در سراسر جهان به عنوان نمادی از کشته شدگان درگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران منتشر شد.

کاسپین ماکان، دوست ندا آقا سلطان روز دوشنبه ۱ تیر در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی با اشاره به اینکه ندا بهمن ماه امسال ۲۷ ساله می شد، گفت:"هدف ندا آقای موسوی یا احمدی نژاد نبود، هدفش وطنش بود و برایش اهمیت داشت که در این راه قدم بردارد. بارها اشاره کرده بود که حتی اگر جانش را از دست بدهد و گلوله به قلبش بخورد،که اتفاقا گلوله به قلبش خورد، در همین راه قدم برخواهد داشت. ندا با سن کمش درس بزرگی به خیلی ها داد."

آقای ماکان در باره روز حادثه گفت:"وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری ها دور بود، یعنی در خیابان های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی کلافه و از ماشین پیاده می شود. اما براساس تصاویری که مردم ارسال کرده اند،احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش می زنند."

کاسپین ماکان گفت:"چند دقیقه بیشتر طول نکشید، بیمارستان شریعتی نزدیک بود، حاضران سعی می کنند ندا را با اتومبیل به اورژانس ببرند اما قبل از انتقال به بیمارستان، او در دست استاد موسیقی اش جان می دهد."

آقای ماکان در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی افزود:"جسدش را دیروز با زحمت زیاد توانستیم تحویل بگیریم. البته جسد ندا در پزشکی قانونی تهران نبود، در پزشکی قانونی خارج از تهران بود. مسئولان پزشک قانونی خواستند که بخش هایی از بدنش از جمله قسمتی از استخوان رانش را بگیرند، پزشکی قانونی نگفت برای چه کسی اعضا را می خواهد استفاده کند، هیچ توضیحی در این زمینه داده نشد. خانواده موافقت کرد برای اینکه زودتر جسد را تحویل بگیرند، چون ممکن بود همین موضوع باعث تعویق تحویل جسد بشود. جسد را در قطعه ای از بهشت زهرا یک شنبه 31 خرداد هنگام عصر دفن کردیم، البته کسان دیگری هم که در درگیری ها کشته شده بودند را هم آنجا آورده بودند، انگار منطقه از پیش برای این افراد تعیین شده بود."

آقای ماکان در خصوص هزینه تحویل جسد نیز گفت: "در حال حاضر هزینه ای به طور مشخص پرداخت نشده، مقامات امنیتی ایران طی حکم های مختلف به بیمارستان ها، کلینیک ها و جراحان و پزشکی قانونی عنوان کرده بودند که نباید گواهی فوت براثر شلیک گلوله باشد، مسلما به این دلیل که در آینده شکایت بین المللی توسط خانواده ها به عمل نیاید . البته من هنوز برگه ترخیص ندا را ندیده ام اما در چند روز آینده از پدرش برگه را می گیرم."

آقای ماکان با توضیح در مورد ممانعت از برگزاری مراسم برای ندا آق سلطان گفت:"دوشنبه یکم تیرماه ساعت دو ونیم قرار بود در مسجدی در خیابان شریعتی بالاتر از سید خندان مراسمی داشته باشیم، اما بسیجیان و مسئولان مسجد اجازه برگزاری ندادند، چون به نظرشان هرج و مرج می شود و نمی خواهند درگیری به وجود آید. چون می دانند که ندا مظلومانه رفت و می دانند که همه مردم در ایران و خارج از ایران متاسف شدند، و شاید پیش بینی می شد جمع کثیری از مردم حاضر شوند، به هر صورت فعلا اجازه برگزاری هیچ مراسم عمومی را نداده اند. "

در همین حال، شاهدان عینی به بخش فارسی بی بی سی گفتند که عده زیادی برای برگزاری مراسم در مقابل مسجد الرضا در میدان نیلوفر تهران جمع شده بودند، اما نیروی انتظامی با بیرون کردن جمعیت از مسجد و متفرق کردن آنها، اجازه برگزاری مراسم را نداد.

آقای ماکان همچنین با اشاره به برخی تصاویر ویدئوهای جعلی که از ندا در سایت ها منتشر شده نیز گفت:" من توی بعضی از سایت ها می گشتم از جلمه" آی ریپورت"، عکسی از یک دختر خانمی با علامت های سبز در تظاهرات قبل از این درگیری در تظاهرات آرام گذاشته بودند و گفته بودند که عکس ندا قبل از درگیری است. در حالی که این تصاویر ربطی به ندا ندارد. آن دختر عکس آقای موسوی را در دست دارد، به نوعی به نظر می رسد طرفداران آقای موسوی ند ا را به او ربط داده اند. اما این طوری نیست. ندا فوق العاده به من نزدیک بود، ندا هرگز طرفدار هیچ یک از این دو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه. "

بخش فارسی بی بی سی کوشید که با دیگر اعضای خانواده ندا آقا سلطان نیز گفت و گو کند، اما یکی از بستگان او گفت که خانواده خانم آقا سلطان به دلایلی قادر به انجام مصاحبه نیستند.

وی در باره این دلایل توضیحی نداد.

تازه ترین اظهارات "کاسپین ماکان" نامزد  ندا آقاسلطان شهید جنبش سبز...  چاپ
تاریخ : دوشنبه 25 آبان ماه سال 1388

کاسپین ماکان، نامزد ندا آقاسلطان، دختری که در جریان ناآرامی های بعد از انتخابات ایران کشته شد، که اخیرا از ایران خارج شده در گفت و گویی با بی بی سی اشاره کرده که نامزدش برخلاف آنچه تا به حال گفته شده، فردی سیاسی بوده است.

آقای ماکان که پس از کشته شدن ندا آقا سلطان در گفت و گو با با رسانه ها درباره او و انگیزه اش از حضور در اعتراض های خیابانی صحبت کرده بود، چند روز بعد بازداشت شد و حدود دو ماه در زندان به سر برد.

ندا آقا سلطان در جریان یکی از تظاهرات معترضان در روز 30 خرداد به ضرب گلوله در تهران کشته شد و فیلم جان دادن او که ظاهرا با تلفن همراه برداشته شده بود، در شبکه های اینترنتی منتشر و سپس در شبکه های تلویزیونی در سراسر جهان پخش شد.

آقای ماکان که اخیر ا از زندان آزاد شده، به خارج از ایران آمده است و در نخستین مصاحبه اش پس از آزادی از اتفاقاتی که برای او در جریان بازداشتش رخ داده، تعریف کرد.

او در این گفت و گو که بخشهایی از آن در هفته نامه آبزرور نیز منتشر شده، به نکاتی درباره خانم آقا سلطان و انگیزه اش اشاره کرده است که چهره جدیدی از او معرفی می کند.

آقای ماکان در این مصاحبه تاکید کرده که نامزدش از نظر سیاسی فردی فعال بوده و گفته است: " ندا از روز نخست در صف جلوی معترضان قرار گرفت. او ذاتا روحیه رهبری داشت و بسیاری ( از معترضان) را به سوی خود جذب می کرد. فکر می کنم به همین دلیل هدف قرار گرفت. حکومت ایران و مقام های امنیتی آن، او را تحمل نمی کردند و می خواستند که او را از بین ببرند."

کاسپین ماکان همچنین گفت که نامزدش در جریان انتخابات ریاست جمهوری طرفدار هیچکدام از نامزدهای اصلی رقیب محمود احمدی نژاد نبوده است.

بنا به نوشته آبزرور کاسپین ماکان در ماه سپتامبر پس از گذراندن بیش از دوماه در زندان که بخشی از آن را در سلول انفرادی بوده، به قید وثیقه آزاد شده و قرار بوده که محاکمه شود اما چند روز بعد از آزادی از مرز زمینی ایران فرار کرد.

او هنگام آزادی تعهد داد که هرگز دیگر درباره مرگ ندا آقا سلطان صحبت نکند.

آنگس مک کوئین، کارگردانی که در حال ساخت فیلم مستندی درباره ایران است، چند روز پس از خروج آقای ماکان از ایران، با او گفت و گو کرده است.

آقای ماکان گفته است که در جریان بازداشتش به شدت کتک می خورده است و تهدید می شد که به اعدام محکوم خواهد شد.

ندا آقا سلطان و تصاویری که از آخرین لحظات حیات او انتشار یافت به یکی از نمادهای حرکت اعتراض علیه نتیجه انتخابات و خشونت دولت با معترضان تبدیل شده که به "جنبش سبز" شهرت یافته است.

چندی پیش کالج کوئینز، از کالج های تشکیل دهنده دانشگاه آکسفورد در بریتانیا اعلام کرد بورسی تحصیلی به نام ندا آقا سلطان تاسیس می کند و آن را در اختیار دو دانشجوی فلسفه در مقطع فوق لیسانس قرار می دهد.

اعلام این خبر با واکنش منفی سفارت جمهوری اسلامی در لندن مواجه شد.

بورسیه ندا آقاسلطان در دانشگاه آکسفورد  چاپ
تاریخ : سه شنبه 19 آبان ماه سال 1388

دانشگاه آکسفورد بریتانیا بورسیه‌ای به نام ندا آقاسلطان یکی از قربانیان حوادث پس از انتخابات ایران تاسیس کرده است.

کالج کوئینز دانشگاه آکسفورد در وب‌سایت خود اعلام داشته که با هدایایی که دو فرد دانش‌دوست در اختیار این کالج قرار داده‌اند، بورسیه‌ای به نام ندا آقاسلطان برای استفاده دانشجویان مقطع فوق‌ لیسانس در رشته فلسفه تاسیس کرده است.

کالج کوئیز در خبر خود آورده که این بورسیه، به «یاد ندا آقاسلطان ۲۷ ساله و دانشجوی رشته فلسفه» تاسیس شده است.

پرفسور پل مدن، رئیس این کالج با ابراز خرسندی از تاسیس بورسیه آقاسلطان گفته که ایجاد چنین بورس‌هایی در جذب «بهترین مغزهای جوان» برای کالح کوئیز حیاتی است.

کلیه داوطلبان و دانشجویان رشته فلسفه این کالج، در مقطع فوق لیسانس و بالاتر می‌توانند برای دریافت این بورسیه تقاضا بدهند و در صورت یکسان بودن شرایط، اولویت با دانشجویان ایرانی‌تبار است.

آریان شاه‌ویسی نخستین دریافت‌ کننده این بورس است که برای تحصیل در مقطع فوق‌لیسانس رشته فلسفه فیزیک در دانشگاه آکسفورد ثبت‌نام کرده بود.

کلیه داوطلبان و دانشجویان رشته فلسفه کالج کوئینز، در مقطع فوق لیسانس و بالاتر می‌توانند برای دریافت این بورسیه تقاضا بدهند و در صورت یکسان بودن شرایط، اولویت با دانشجویان ایرانی‌تبار است

خانم شاه‌ویسی دریافت بورسیه ندا آقاسلطان را باعث افتخار خود دانسته است.

ندا آقاسلطان ۳۰ خرداد ماه در جریان اعتراض‌های خیابانی به نتیجه انتخابات، بر اثر اصابت گلوله جان باخت.

پخش صحنه‌هایی از لحظه جان‌باختن ندا از سوی رسانه‌ها باعث ثاثر عمیق مردم جهان شد. او به یکی از نماد‌های معترضان به نتیجه انتخابات در ایران و سایر کشور‌های جهان بدل شده است.

محمود احمدی‌نژاد پیش‌تر، قتل ندا آقاسلطان را «مشکوک» قلمداد کرده و احمد خاتمی، یکی از نمایندگان رهبر ایران، در نماز جمعه تهران، «معترضان» را عامل قتل وی معرفی کرده بود.

سوگند به لبخند ندا وبه جوانی سهراب  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 22 مرداد ماه سال 1388

سوگند به لبخند ندا، سوگند به جوانی سهراب ،سوگند به کودکی و معصومیت علیرضا ، "جنایت علیه بشریت"را فراموش نمی کنیم اینبار ما تنها نیستیم شما مردمان شجاع سرزمینم کنارمان هستید .ما دیگر نمی هراسیم از تنهایی.

امروز باران نه سیل برسرما بارید.سه ساعت در باران سیل آُآسا ماندیم مردم با چتر و بی چتر خیس از باران ، مصمم فریاد کشیدند "مرگ بر دیکتاتور" ."ندای نازنینم حق تو پس می گیرم...." پلیس های مراقب ما همچنان خونسرد ارام لبخند بر لب کمی انسوتردر باران راه رفتند .دیگر دوستمان شده اند. از سیل می گفتم از سیل اشک ها هم بگویم گاه به گاه باران اشک های مان را با خود می شوید ان هنگام که یاد می اوریم ای هم وطن ای یار خیابانی ، چگونه ترا به گلوله بستند.تجاوز نمودند .گرسنه رها نمودند در بین جمعیت گرسنه بازداشتی درون سلول ها ی پیش ساخته. .وادارتان نموند توالت ها با زبان لیس زنید.. سوارتان شده اند . سواری داده اید .له شده اید و لخت و در خیابان ها رهایتان نموده اند و زنده مانده اید . شرمگین به خانه باز امدید بی انکه بتوانید بگویید بر شما چه گذشته! .مادر و پدرها هنوز سرگردانند نمی دانند سراغ عزیزشان را از کدام زندان بگیرند یا .نشان گور فرزندشان را از کدام گورستان . زندانی گریان و شرمگین است، او با چشم هایش ۳۶ جنازه یاران خیابانی اش  را دیده است .در بیابان ها هنوز اجساد بر زمین مانده اند ترانه را انگونه مثله شده در بیابان ها یافتند .دیروز سیمای دروغین ایران، ترانه دیگری را در کانادا زنده پیدا نمود .باید به مردم بباورانند همه چیز دروغ بوده .سهرابی  نمرده وقتی ندا هنرپیشه می شود!  

سوگند به شجاعتت در گلوله باران ها، فراموش نخواهیم کرد : چگونه برایت اب در کاسه توالت ریختند و بر پشت گردنت ایستادند تا آب را لیس زنی. وقتی اولین گروه از دختران فاش کردند چگونه بارها و بارها مورد تجاوز قرار گرفتند باران بارید و ما پنهان از انظار با باران باریدیم وقتی مردان و پسران نوجوان را به تازیانه بستند تجاوز نمودند و کشتند وباران بارید و ما باریدیم. خواندیم تورا بر بالای پشت بام خانه به گلوله بستند . خواندیم جنازها را داخل زباله دان ها ریختند و خواندیم نامه شجاعانه مهدی کروبی از تجاوز وحشیانه به دختران به پسران جوان  بازداشتی را  *1 اینها گواهان "جنایت علیه بشریت" را خواندیم .

سوگند به لبخند ندا، سوگند به جوانی سهراب ،سوگند به کودکی و معصومیت علیرضا ، قسم به باران، "جنایت علیه بشریت" را فراموش نمی کنیم اینبار ما تنها نیستیم شما مردمان شجاع سرزمینم کنارمان هستید .ما دیگر نمی هراسیم از تنهایی.

هموطن ای همراه خیابانی من،  به باران سوگند که تنهایتان نگذاریم. شرم مان باد اگر اسوده باشیم ان هنگام که تو در باران گلوله ایی. کمی بیشتر طاقت بیار.ایا حق دارم از تو وام گذارم ؟از تو بخواهم بمان؟ بدان با تو می مانم .به قولم وفادارم تا ان سر دنیا .تا زنده هستم با تو هستم، یاد نگرفتم بی وفا باشم .

 طاقت می اوری می دانم .ترا می شناسم از جنس منی در سی سال پیش .از جنس مایی با خواسته های ۱۵۰ سال ٫پیش بمان با تو می مانم در باران و برف .باتو می مانم در سرمای سرد. طاقت بیاور می مانم اگر نگذارند در پشت در سفارت خانه های ایران در دنیا بمانم در گوشه ایی دیگر با تو می مانم .می گویی از گلوله باران؟

می گویم در گلوله باران بودم در شبهای بی مهتاب. در حکومت نظامی شاه زیر کامیونی در خیابان سلسبیل . در سیزده ابان گاردی ها چنان باته تفنگ بر شانه ام کوفتند .این روز ها در باران کز کزمی کند. .طاقت بیاور قولم قول است.این داستان نسل ماست.ان روزها ی داغ گلوله، درست مثل شما بودیم برای آزادی سر ازپا نشتاخته همه جا سرک کشیدیم در بهشت زهرا، دانشگاه صنعتی، در انستیو گوته، در۱۷ شهریور و سر انجام در ۱۹ و ۲۲ بهمن همه جا بودیم طاقت اوردیم .می دانم تو هم طاقت می اوری بمان با تو می مانم قول می دهم. این داستان من تنها نیست این داستان هم نسلان من است همه روز شبشان فریاد ازادی بر کشیدند. می دانم تو پر طاقت تر ازمنی . ترا به آزادی سوگند با شعورتر از من فریاد برکش برای آزادی ُبرابری عدالت اجتماعی و جدایی دین از دولت، اصل جدا ناپذیر ان.

عفت ماهبار لندن

http://efatmahbaz.blogfa.com/
آخرین لحظات ندا ... بانویی که نماد همه زنان آزاده جهان شد.  چاپ
تاریخ : سه شنبه 20 مرداد ماه سال 1388

از زبان یک عزیز جانباز(محمد)..

دوبار گلوله خورده‌ام. یک بار وقتی ایران آزاد شدو یک بار وقتی ایران در هویزه ، خرمشهر به تاراج می رفت .

هیچ حسی نداشتم لحظه اول کمی سوزش بود .

اما وقتی در میان جمع بودم و گلوله به من اصابت کرد کسانی که در کنارم بودند بیش‌از من درد گلوله را حس ‌می‌کنند حتی اگر مرگ را عریان در مقابل دیدگان خویش حس نکرده باشند

من دیدم آرام،آرام چگونه جریان خون فوران می‌کند. جاری می‌شود و فریاد می‌شود فوران می‌کند، مرگ رخ‌می‌دهد.

من نگاهم هنگامی که دوربین بالای سرم تصویر برداری می‌کرد پر از احساس زندگی بود.

وقتی گلوله به من اصابت کرد حسی نداشتم.

حتی متعجب بودم که چرا آن‌‌ها برسرم گرد‌آمده و نگرانند.من که آزاد شدم

وقتی گلوله به گلویم اصابت کرد هنوز خون جاری نشده بود. پایم سست شد آرام برزمین غلطیدم.

آنگاه سوزش اندکی در سینه حس کرم سوزش دردی نهفته در رگهایم که سالهاست جریان دارد

فریاد می‌زدند. فشار بده خون بند بیاد.

حرف‌ها و فشاری که بر سینه حس کردم تازه از اینکه حادثه‌ای رخ‌داده آگاهم کرد. هنوز خون در مغزم جاری بود. خیسی لباسم وگرمای خونم را حس میکردم. فیلم برداری که از بالای سرم تصویر می‌گرفت را میدیدم.

ثبت کن ...

بگیر تا دنیا بداند. ضبط کن تا دنیا ببیند. عصر آگاهی و اطلاعات است. دیگر جنایات پنهان نمی ماند.

لحظه‌ای کوتاه ، لحظه‌ای که جان از بدنم جدا و روحم برفراز جسم خاکی ام به پرواز در می آید را ثبت کن...

لحظه عظیم و باشکوهی که همه رمز ‌و راز هستی در آن نهفته است.

خیلی ها کسی که این لحظه را ثبت کرد نمی شناسند ولی کار بزرگی کرد و« لحظه‌ ای را جاودانه کرد» که بارها در تاریخ تکرار شده و هیچ کسی نبود که آن را ثبت کند.


ثبت شد.خواستِ من  و پیامِ من  و نگاهِ من  همین را می‌گفت. همه ما همین را می‌خواهیم. می‌خواهیم خونمان دامن دیکتاتور قرن را بگیرد. خون ما گریبان او را گرفته وهیچگاه گریبان دیکتاتور رها نمی‌کند.

آری دیکتاتور تا زمان باقیست همواره نابود است و این پیام بزرگ من است.

من ندا دختری کوچک از جنس مردم ایران و صدای مردمی آزادم.

من ندا هیچ نبودم و تنها نشانی بر استبداد و چه زیبا گرفتی لحظه های فریاد مرا...

ایران را آباد می خواهم

حتی خاکی را که بر سرم میریزند آزاد می خواهم

حتی روحم را در این خاک آزاد می خواهم

حتی تو را که دیگر مرا نمی بینی...

آزادت می خواهم

 

به یاد ندا لحظه ای سکوت باید کرد

برگرفته از وبلاگ دوست عزیزم "امید" (http://www.loveisatena.blogfa.com)

مراسم چهلم "بهزاد مهاجر"فردا پنج شنبه برگزار می شود  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 15 مرداد ماه سال 1388
خبرنامه امیرکبیر: مراسم چهلم شهید بهزاد مهاجر فردا پنج شنبه از ساعت 6 عصر برگزار خواهد شد.


بهزاد مهاجر، در تجمع روز 25 خرداد بازداشت شده بود، که جسد وی پس از 46 روز به خانواده اش تحویل داده شد.

طی این مدت اقوام بهزاد مهاجر به دنبال نشانی از وی به دادگاه انقلاب، زندان اوین و مراکز قضایی مراجعه کردند، اما مسئولین از ارائه پاسخ مشخص به آنها خودداری می کردند.

آدرس محل برگزاری این مراسم: سعادت آباد، بالاتر از میدان سرو، روبروی شهروند، خیابان هفدهم، خیابان پیوند شمالی، کوچه بیست و دوم، پلاک 11

مراسم چهلم دانشجوی جان باخته کیانوش آسا فردا در کرمانشاه  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 15 مرداد ماه سال 1388
مراسم چهلم شهید کیانوش آسا فردا پنج شنبه در کرمانشاه برگزار خواهد شد.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر این مراسم از ساعت 5:30 تا 7 در تالار عباسیه (مقابل دارایی) شهر کرمانشاه برگزار می شود.

شهید کیانوش آسا دانشجوی رشته شیمی دانشگاه علم و صنعت بود که در اعتراض ها پس از انتخابات توسط نیروهای نظامی کشته شد.

مادر سهراب اعرابی: به مبارزه ادامه می‌دهیم...  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 14 مرداد ماه سال 1388

گفت و گوی هفته‌نامه اشپیگل با پروین فهیمی:


 مجید روشن‌زاده

پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی در گفت وگو با هفته نامه آلمانی اشپیگل (دوشنبه سوم آگوست، ١٢ مرداد) دولت احمدی‌نژاد را متهم کرد که تا کنون هیچ گامی در جهت روشن ساختن جزئیات قتل‌های حوادث اخیر و معرفی قاتلان انجام نداده است.

اشپیگل پیش از این تلاش‌هایی برای مصاحبه با مادر ندا آقاسلطان کرده و حتی یک بار هم موفق به گفت وگوی تلفنی با او شده است؛ اما آن گفت و گو پس از ۴۴ ثانیه قطع شد.

هاجر رستمی مطلق، مادر ندا، در آن گفت و گوی کوتاه می‌گوید: «ندا به خدا اعتقاد داشت. [شاید هم] به همین خاطر خدا مرگ ویژه‌ای برایش تدارک دیده بود» و ادامه می‌دهد: «اگر ندا زنده بود، حتماً برای این کشته ها تظاهرات می‌کرد و من هم اصلاً مانعش نمی‌شدم» و بعد اضافه می‌کند: «من این حرف‌ها را به شما می‌زنم و خوب هم می‌دانم که تلفن ما تحت کنترل است و به حرف‌های ما گوش داده می‌شود.» بعد از این جملات، ارتباط تلفنی قطع شد.

اشپیگل اما موفق به مصاحبه با پروین فهیمی می‌شود. پروین، زنی است که اشپیگل از او به عنوان «سمبل فریادهای خاموش» نام می‌برد؛ کسی است که به گفته این هفته‌نامه آلمانی، جمهوری اسلامی تا کنون موفق به خاموش کردن صدایش نشده است.

خانم فهیمی در این مصاحبه ضمن تأکید بر تداوم مبارزه، محاکمه نیروهای وابسته به طیف اصلاح‌طلبان را متأثر از انگیزه‌های سیاسی جناح مخالف می‌داند. در ادامه ترجمه مصاحبه را می‌خوانید:


سهراب اعرابی در کنار مادرش پروین فهیمی

روز پنجشنبه گذشته، شمار زیادی از مردم به فراخوان میرحسین موسوی، رهبر مخالفان، پاسخ مثبت داده و در مراسم عزاداری شرکت کردند. آیا شرکت وسیع مردم در این مراسم می‌تواند به شما آرامش دهد و از اندوهتان بکاهد؟

شرکت وسیع مردم در وهله اول نشان‌دهنده احساس هم‌دردی زیاد و عمیق مردم است. دیگر آن‌که بیان‌گر آن است که مرگ سهراب در راه آرمان‌هایش، بیهوده نبوده است.

در روز عزاداری بار دیگر به تظاهرکنندگان حمله شد؟

تعداد نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌ها در بهشت زهرا زیاد بود. اما این بار میزان خشونت آنان کمتر از دفعات قبل بود. دولت ایران خوب می‌داند که اعمال وی زیر نظر دقیق افکار عمومی است. این بار هم مانند دفعات قبل تعداد زیادی دستگیر شدند. اما ما از مبارزه دست نمی‌کشیم.

تظاهرات تظاهرات پنجشنبه گذشته به مناسبت چهلمین روز مرگ ندا آقاسلطان بود. آیا ما در آینده باز هم شاهد مشابهی خواهیم بود؟

این نوع تظاهرات، شکل بسیار مهم بیان اعتراض است. قبل از تظاهرات محمد خاتمی، رییس‌جمهور پیشین، به دیدن من آمد و مانند کروبی و موسوی که قبلاً آمده بودند، به من اطمینان داد که خون جوانان (اعتراضات اخیر) به هدر نخواهد رفت. برای چهلمین روز مرگ سهراب ما هم مراسم عمومی برگزار خواهیم کرد.

تا چه اندازه اظهارات دولت در مورد بررسی تجاوز به حقوق مدنی مردم را باور دارید؟

این اظهارات برای من جدی نیست. دولت، وقت زیاد و کافی برای روشن ساختن مسائل اخیر داشت؛ اما هیچ کاری نکرد.

به نظر شما محاکمه بازداشت‌شدگان حوادث اخیر می‌تواند به روشن ساختن مسائل کمک کند؟

این محاکمه‌ها سیاسی است و با هدف «اغتشاش‌گر» خواندن مردم برگزار می‌شود. بدین جهت بسیار مضحک و واهی است اگر تصور شود که این محاکمه‌ها در خدمت اجرای عدالت است.

هر ضربه ای به اعتماد عمومی، فقط پایه های حاکمیت را سست میکند  چاپ
تاریخ : سه شنبه 13 مرداد ماه سال 1388

به یک نمونه ساده توجه کنید:

ندا آقا سلطان دختری 27 ساله بود که در ناآرامی های 30 خرداد از ناحیه قلب مورد اصابت گلوله قرار گرفته و در جا کشته می شود، پیکر وی در قطعه 257 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. ضبط چند ثانیه تصاویر مرگ ندا توسط یک فیلمبردار آماتور و پخش آن از شبکه های بین المللی، موجب شد تا ندا به سمبل جریان اعتراضی ایران تبدیل گردد. تا کنون از سوی مسئولان در رسانه های وابسته به حاکمیت نظریات زیر به عنوان ارزیابی قطعی مرگ ندا بیان شده است: 1- قتل ندا توسط تک تیراندازان عضو منافقین "سازمان مجاهدین خلق" برای دامن زدن به التهابات بوده است. 2- ندا با همکاری یکی از پرسنل شبکه بی بی سی به قتل رسیده است. 3- ندا بوسیله آدمکشانی که توسط موسوی و خاتمی استخدام شده بودند کشته شده است. 4- ندا آقا سلطان زنده است و اکنون در یونان زندگی می کند. حال اگر طراحان این جنگ های روانی، به اهمیت و ارزش اعتماد عمومی پی برده بودند، اقدام به انتشار چنین احکام و نظریات متناقضی آن هم به صورت همزمان نمی کردند که کمترین نتیجه آن به ستوه آوردن خانواده این قربانی غیر سیاسی باشد که موجب شود مادر ندا، این سوال را مطرح کند که اگر ندا توسط منافقین یا بیگانگان به قتل رسیده، چرا مجوز برگزاری یک مراسم ختم ساده برای وی صادر نمی شود؟ به هر تقدیر باید بپذیریم که هر ضربه ای به اعتماد عمومی به حاکمیت، محکم کردن پایه های نفوذ رسانه ها و دولتهای بیگانه و لرزان کردن تعهد عمومی به حکومت است.

فیلمی از ناله های مادر ندا آقا سلطان بر سر مزار دخترش  چاپ
تاریخ : دوشنبه 12 مرداد ماه سال 1388

 فیلم کوتاهی از ناله های مادر ندا آقا سلطان بر سر مزار این شیردختر آریائی.

برای دانلود اینجا را کلیک کنید

« ندا» نامی که از مرزهای ایران گذشت  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 8 مرداد ماه سال 1388
چهل روز از مرگ ندا آقا سلطان، دختر جوانی که با شلیک گلوله در راه‌پیمایی مسالمت‌آمیز معترضان به نتیجه انتخابات کشته شد، می‌گذرد.

در روزی که او کشته شد، پیش از او و پس از او ده‌ها تن دیگر نیز کشته شدند، به گفته مقام‌های جمهوری اسلامی بین ۲۰ تا ۳۰ نفر و به گفته سازمان‌های مدافع حقوق بشر صدها نفر، اما مرگ ندا بازتاب جهانی گسترده‌ای پیدا کرد.

از مرزهای ایران گذشت و به لطف وب‌سایت یوتیوب، فیس‌بوک و توئیتر و وبلاگهای شخصی نام ندا را ملت‌های جهان از شرق تا غرب شنیدند.

ندا، نماد اعتراض‌های ایران شد؛ دختری جوان و بی‌دفاع، که در خیابان‌های پایتخت با شلیک گلوله‌ای جان می‌دهد. نماد اعتراض‌ به آنچه تقلب در انتخابات خوانده شده است.

ندا آقا سطلان را امروز، چهل روز است که در سوگ نشسته‌اند. و امروز به همین مناسبت «چهلم» کشته‌شدگان اعتراض‌ها در ایران برگزار شد.

نام ندا را در این چهل روز بسیاری در جهان بر زبان آوردند:


  • همبستگی با ندا؛ «مامز تایلور»، داریوش، مرتضی، ستار، شهره آغداشلو، شهرزاد سپانلو، شیلا وثوق و ...


  • ن.د.ا


  • رفیع حبیب؛ شعری برای ندا


  • ترانه‌ای برای ندا؛ میشل پاکه‌چی


  • وقت آزادی؛ مزان


  • «گودبای ندا جان»؛ آهنگ روسی-آمریکایی (از خواننده‌ای ناشناس)

گفتگوی مادر ندا با رادیوفردا و ذکر خاطرات او از روز حادثه  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 8 مرداد ماه سال 1388

ندا آقا سلطان، دختر ۲۷ ساله ای بود که روز ۳۰ خرداد ماه گذشته در یکی از خیابان های فرعی خیابان کارگر تهران بر اثر اصابت گلوله کشته شد.

تندیس ندا آقا سلطان، ساخته شده در آمریکا

۱۳۸۸/۰۵/۰۸
رویاکریمی:
یک دستگاه تلفن همراه مجهز به دوربین فیلمبرداری و یک فیلمبردار آماتوراین حادثه مرگبار را به رخدادی بدل کرد که جهان را تکان داد.

و پنج شنبه هشتم مرداد ماه مصادف است با چهلمین روز کشته شدن ندا آقا سلطان.

معترضان به نتیجه رسمی دور دهم انتخابات ریاست جمهوری اسلامی خود را آماده کرده اند تا در مصلای تهران، یا بهشت زهرا، و در صورت ممکن، در هر دو جای یاد شده، یاد ندا و دیگر قربانیان ِ خشونت های ِ پس از انتخابات گذشته را گرامی دارند.

مادر ندا، در گفت‌و‌گویی با رادیو فردا از آنچه در این روزها بر او گذشته می گوید:

من و ندا همیشه در تظاهرات شرکت می کردیم و مسئله خاصی نبود. ندا تازه وارد این مسایل شده بود و خیلی برایش جالب بود.

روز شنبه ندا به من گفت که با هم برویم تظاهرات، ولی چون من مشکل داشتم گفتم نمی توانم بیایم و به او توصیه کردم که تو هم نرو امروز خیلی خطرناک است، ولی ندا قبول نکرد و گفت می روم.

او ساعت چهار از خانه بیرون رفت و دوبار با هم تماس داشتیم که کجاست و چه می کند. ندا گفت گاز اشک آور زده اند و ما به خیابان های فرعی فرار کرده ایم و الان می خواهیم برویم سوار ماشین شویم. فاصله جایی که ندا تیر خورده تا ماشین فقط ۲۶ قدم بوده است. دایی ندا ۱۰ دقیقه پیش از این اتفاق آخرین تماس را با او داشت و ندا گفته بود گاز اشک آور زده اند و ما سیگار روشن کرده ایم که اذیت نشویم. دیگر با او تماسی نداشتیم تا این که ساعت شش و نیم استادش تماس گرفت و گفت در بیمارستان شریعتی است و ندا تیر خورده است.

زمانی که به بیمارستان رفتید با چه تصویری روبه‌رو شدید؟

به خواهر و برادر ندا تلفن زدم و آنها زودتر از من خودشان را به بیمارستان رسانده بودند.
وقتی من رسیدم دیدم خواهر ندا بسیار به هم ریخته است، استادش به من گفته بود پای ندا تیر خورده، ولی دیدم لباس استاد از بالا تا پایین خونی است.

گفتم بگویید ندای من چه شده است. گفت کتفش تیر خورده گفتم نه این طور نیست حتما تیر به قلبش خورده. گفت نه. ولی در حقیقت ندا در راه بیمارستان تمام کرده بود و در بیمارستان فقط مراحل قانونی را انجام می دادند.

آنجا هر چه التماس کردم بگذارید بچه ام را ببینم، گفتند باید کار جراحی برایش انجام دهیم و نمی توانی او را ببینی. به من مستقیم خبر را نگفتند و به شوهر خواهرش گفتند که ندا تمام کرده و بعد من از چهره خواهر ندا فهمیدم که چه اتفاقی افتاده و بعد دیگر هیچ چیز نفهمیدم.

چه زمانی پیکر ندا را به شما تحویل دادند؟

بعد از این که مرا به خانه بازگرداندند، دامادم مراحل قانونی تحویل جنازه را انجام داد.
ساعت سه صبح با ما تماس گرفتند که جسد ندا به پزشکی قانونی کهریزک منتقل می شود.
پدر ندا و چند نفر از بستگان ساعت هشت صبح به پزشکی قانونی رفتند و تا ساعت حدود دو بعد از ظهر جنازه ندا را به ما تحویل دادند و تا ساعت سه او را به خاک سپردیم.

گویا به شما اجازه نداده اند برای ندا مراسم ترحیم برگزار کنید؟

در مورد مراسم ترحیم به ما چیزی نگفتند، ولی وقتی برای مراسم سوم مسجد نیلوفر را گرفتیم، بعد از این که استعلام گرفتند، گفتند به شما مسجد نمی دهیم.

بعد ما مسجد امام جعفر صادق را در حوالی خیابان شریعتی گرفتیم، گفتند ایرادی ندارد ولی دیدیم ساعت ۱۲ اعلامیه ندا در اینترنت منتشر شده و من برای حفظ امنیت جوانان خودم گفتم مراسم را لغو کنند.

ولی برای شب هفت وقتی خواستیم سالن بگیریم، گفتند باید مجوز به آنها بدهند و بعد خبر دادند که به ما مجوز نمی دهند.

برنامه شما برای چهلم ندا چیست؟

هشتم مرداد ساعت چهار سر خاک او.

خانم آقا سلطان! فیلمی که از لحظات آخر ندا در دست است و در تمام رسانه ها پخش شد، یک واکنش جهانی را برانگیخت. وقتی برای اولین بار این فیلم را دیدید احساستان چه بود؟

باور کنید هنوز نگذاشته اند من این فیلم را ببینم، ولی می دانم بسیار تاثیر گذار و دردناک بوده است.

وقتی برادرش این فیلم را می بیند هر بار گریه می کند و من هنوز نتوانسته ام فیلم لحظات آخر بچه ام را ببینم.
 
ایرانیان می دانند ندا آقا سلطان که بوده و چگونه کشته شده  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 8 مرداد ماه سال 1388
به نوشته تایمز، رژیم ایران به انواع و اقسام وسایل متوسل شد تا چنین القا کند که خانم آقا سلطان را سایر تظاهرکنندگان، یا ماموران خارجی به گلوله بستند و حتی ادعا کرد که بی بی سی به منظور بهره برداری تبلیغاتی، قتل او را سازمان داد و در عین حال، مقامات دولتی مانع از آن شدند تا خانواده ندا به برگزاری مراسم یادبود برای فرزندشان مبادرت ورزند و با رسانه های مصاحبه کنند اما همه این اقدامات بیهوده و بی نتیجه بوده و تمامی ایرانیان می دانند ندا آقا سلطان که بود و چگونه کشته شد. این روزنامه می افزاید که میرحسین موسوی و سایر رهبران مخالف دولت مرگ او را نمونه ای از وحشیگری رژیم و خیانت به ارزش های اسلامی دانسته اند و مردم عادی نیز می خواهند از مزار او دیدن کنند اما مادر ندا از ارعاب توسط ماموران دولتی خبر می دهد.
کمتراز 24ساعت مانده به روز موعود...  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 7 مرداد ماه سال 1388

کمتراز 24ساعت مانده به روز موعود

لطفاً به همه دوستان وآشنایان اطلاعرسانی کنید

همه باهم پنجشنبه 8مرداد را گرامی میداریم...


مهدی کروبی در دیدار با خانواده ندا: ندا به حرکت های مردم پیوست  چاپ
تاریخ : سه شنبه 6 مرداد ماه سال 1388

سحام نیوز: کمتر از ۲روز مانده به چهلم ندا آقاسلطان یکی از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، حجت الاسلام مهدی کروبی به دیدار خانواده او رفت تا ضمن ابراز همدردی با پدر، مادر و دیگر اعضای خانواده وی، یاد و خاطره ندا و دیگر جان باختگان حوادث پس از انتخابات را گرامی بدارد.مهدی کروبی در دیدار با مادر ندا با بیان اینکه هیچ کدام از ما از تقدیر و سرنوشت باخبر نیستیم و هیچ کدام نمی دانیم چه حوادثی در انتظارمان است، گفت؛ «حوادثی که رخ می دهد به اندازه یی بزرگ است که غم و اندوه فراوان به دنبال دارد. ندا خانم در درون تظاهرات بوده، تیری آمده و به قلب جوان معصومش اصابت کرده است و وی جان باخت. خب این تیر از کجا آمده؟» کروبی خاطرنشان کرد؛ «مقدمات انتخابات فراهم شده، همه برای شرکت در انتخابات مشوق بودند، انتخاباتی برگزار شده، مردم تشخیص داده اند نتایجی که اعلام شده متاسفانه بر خلاف انتظارشان بوده و چون این نتایج بر خلاف انتظارشان بود، بی محابا و خودجوش به صحنه آمده اند.» کروبی با اشاره به اظهارات برخی که حرکت اعتراضی مردم را به خارجی ها نسبت داده اند، گفت؛...

ادامه ...
بخواب آروم توی بستر،مث آتیش ؛توخاکستر،که فردا شعله ورمیشی...  چاپ
تاریخ : دوشنبه 5 مرداد ماه سال 1388

به بهانه سالگرد شادرون احمد شاملو  در حال و هوای این روزها:


لالالالا گل پونه ، بابات رفته دلم خونه ،

بابات امشب نمی آید ، گرفتن بردنش شاید

بخواب آروم چراغ من ، گل شب بوی باغ من ،

بابات شب رفته از خونه ، که خورشیدو بجونبونه

لالالالا گل انجیر ، بابات داره به پاش زنجیر ،

به پاش زنجیر صد خروار ، چشاش خواب و دلش بیدار

بخواب آروم گل خورشید ، بابات حال ترو پرسید ،

بهش گفتم که شری تو ، پی او رو میگیری تو ،

لالالالا گل امید ، باباتو برده اند تبعید ،

دلی مانند کوه داره ، بچه ش صدها عمو داره ،

بخواب فردا سحر میشه ، شب از عالم به در میشه ،

بابات خونه میاد خندون


لالالالا گل آهن ، باباتو دشمنا کشتن ،

نشون دشمنا اونه ،  دساشون غرق در خونه ،

بخواب آروم توی بستر ، مث آتیش تو خاکستر ،

که فردا شعله ور میشی ، تو خونخواه پدر میشی،

لالالالا گل کینه ، زمین از کشته رنگینه ،

زمین رنگین نمی مونه ، دلت پرکین نمی مونه ،

بخواب اعیون عزاداره ، که اعیون دختری داره ،

عروس من میشه دختر ، جهون ایمن میشه یکسر...

علام آمادگی آیت الله صانعی برای شرکت در مراسم چهلم شهدای اخیر  چاپ
تاریخ : یکشنبه 4 مرداد ماه سال 1388

آیت الله یوسف صانعی از اعلام آمادگی خود برای شرکت در مراسم چهلم شهدای حوادث اخیر خبر داد.جمعه شب در جلسه اعضای ستاد میرحسین موسوی و جمعی از مقلدین ایشان که در دفتر مشهد برگزار شد .ایشان ضمن ابراز تاسف از حوادث اخیر و کشته شدن جمعی از هم وطننان اعلام کردند در صورتی که مراسمی برای چهلم کشته شدگان اخیر برگزار شود حتما در آین مراسم شرکت خواهند کرد.ایشان در اینباره فرمودند :این کمترین کاریست که می توان برای تصلی خاطر خانواده های داغدار انجام داد. گفتنی ایست در صورت شرکت ایشان در جلسه چهلم شهدای اخیر ، این اولین باریست که یک مرجع تقلید رسما در جلسات کشته شد گان حوادث بعد از انتخابات حضور می یابد.


هشتم مرداد؛چهلم ندا در کنار مادر ندا خواهیم بودو روایت حمیدپناهی  چاپ
تاریخ : جمعه 2 مرداد ماه سال 1388
دیدار برخی فعالان جنبش زنان با مادران ندا، سهراب و اشکان/ چهلم ندا در کنار مادر ندا خواهیم بود  


سایت تغییر برای برابری: شامگاه روز گذشته 31 تیرماه تعدادی از مادران کمپین یک میلیون امضا و فعالان جنبش زنان، به دیدار مادر ندا آقاسلطان رفتند تا ضمن تسلیت به او بگویند چهلم ندا در کنارشان خواهند بودو حق خواهی را پاس خواهند داشت، به او بگویند که سال هاست این جنبش برای حق خواهی اش تلاش می کند، برای برابری خواهی به زندان می رود وعلیه تبعیض فریاد می زند و هم اکنون نیز فرزندانی را در بند دارد. مادر ندا روز پنجشنبه 8 مرداد ساعت 5 بر مزار دخترش خواهد بود.

مادر ندا از فرزند شهیدش چنین یاد کرد: "27 سال داشت از کودکی خاص بود و ارتباط نزدیکی با خدا داشت، آواز می خواند و اهل موسیقی بود و کتاب های فلسفی و چرایی های زندگی اش پایانی نداشت. همین چرایی ها او را به رشته ی الهیات کشاند اما بعد از مدتی از این رشته انصراف داد و مطالعاتش را به صورت فردی پی گرفت. ندا بسیار جسور و شجاع بود و از کودکی در مقابل هیچ حرف زوری سر فرود نمی آورد. همین ویژگی اش او را به خیابان کشاند".

ساعتی بعد مادران داغدار سهراب اعرابی و اشکان سهرابی که خود فرزندان حق طلب شان را در این مبارزه مدنی از دست داده بودند و همچنین زنان فعال جبهه مشارکت که همسران دربند دارند به دیدار این مادر داغدار آمدند و در فضایی آکنده از اشک و اندوه مادران داغدیده ی سه شهید در کنار هم و مقابل حضار نشستند. 


مادر شهید اشکان سهرابی از چگونگی مرگ فرزند عزیزش گفت: " بیایید بپرسید. این بچه خیلی سر به زیر بود. من خانه بودم شام درست می کردم. اشکان گفت می روم خانه ی دوستم وزود برمی گردم. با دلشوره گفتم زود بیا خیابان شلوغ است. چند دقیقه نگذشته بود که دوستش آشفته حال آمد و گفت به خدا من ندیدم چه شد اما اشکان را زدند. گفتم کی گفت نمی دانم فقط دیدم که اشکان را زدند. خودم را سرآسیمه رساندم فقط گفت مادر سوختم. با موتوری که می آمد او را به بیمارستان رساندیم. در بیمارستان چند ثانیه از پشت در دیدمش. ده دقیقه بعد در بیمارستان شهید شد".

پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی هم شهادت فرزندش را روایت کرد و گفت شما خوش شانس تر بودید. روزی که در آگاهی شاپور عکس سهراب را شناسایی کردیم یک ماه از سرگردانی من در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین می گذشت. من می رفتم که سهراب را پیدا کنم و عکس او را به هر زندانی که آزاد می شد نشان می دادم شاید خبری از پسرم داشته باشد. روزهای آخر وحشت کرده بودم که این طولانی شدن و بی خبری و تلفن نزدن دلیلی دارد در تمام این مدت به هر جا می توانستم سر زدم و نامه دادم اما هیچ کسی پاسخ گو نبود و می گفتند زندان است و زنگ می زند. مرا آزار دادند. شکنجه ی روحی دادند".

مادر ندا از روز شهادت ندا و روزهای بعد از آن سخن گفت: "روزهای پیش از آن حادثه گفت که همه ی ما دیدیم و شنیدیم. ندا تا چند دقیق پیش از حادثه تلفنی با ما در تماس بود. مدت کوتاهی بعد از آخرین تماس استاد ندا با ما تماس گرفت و گفت پای ندا تیر خورده و به بیمارستان شریعتی منتقل شده است. ما به سرعت خود را به بیمارستان رساندیم و استاد موسیقی ندا را دیدیم که سراسر لباس اش غرق در خون است و بعد گفتند کتف اش گلوله خورده و کم کم متوجه مان کردند که پیش از رسیدن به بیمارستان به شهادت رسیده است. مادر ندا گفت که مسئولان پزشک قانونی اجازه خواستند که از مغز استخوان ندا برای پیوند دیگری استفاده کنند که موافقت کردیم. اما خبر شهادت ندا به سرعت منتقل شد. ما سکوت کردیم که بتوانیم جنازه ی او را تحویل بگیریم و صبح روز یک شنبه در پزشک قانونی بهشت زهرا جنازه ی او را به ما تحویل دادند. در تمام این مدت به طور مداوم ماموران و پلیس آمد و شد داشتند اما برخوردشان بسیار محترمانه بود اما اصرار داشتند که قاتل ندا را پیدا کنند به همین منظور تعداد زیادی از دوستان و اعضای خانواده را مورد پرسش و بازجویی قرار می دادند تا قاتل را پیدا کنند اما برای ما مهم نبود فقط می خواستیم با این شرایط کنار بیاییم.

ما خیلی مراسم و برنامه های عمومی اعلام نکردیم که برای مردم اسباب دردسر نشود. برای مراسم ختم به چند مسجد مراجعه کردیم. از جمله مسجد رضا در میدان نیلوفر و چند مسجد دیگر که هیأت امنای مسجد موافقت نکردند.

مسجد امام جعفر صادق بالای پل سید خندان موافقت کرد.. ما هشت و نیم شب اعلامیه را چاپ کردیم و ساعت دوازده و نیم متوجه شدیم که خبر در اینترنت پخش شده است. در عین حال به این دلیل که می دانستیم در مراسم تعداد زیادی شرکت خواهند کرد نگران شدیم که مبادا تعداد دیگری از جوانان در این برنامه بازداشت و یا کشته شوند و به همین دلیل مراسم را لغو کردیم. البته مطمئن هم نبودیم که اجازه ی برگزاری این مراسم داده می شد یا نه چون برای شب هفت هیچ مسجدی به ما اجازه ی برگزاری مراسم را نداد و تنها در بهشت زهرا یک تالار برای صرف شام موافقت کرد اما بعد از نیم ساعت از حراست بهشت زهرا با ما تماس گرفتند و نامه ای نشان دادند که بر اساس آن هیچ کدام از کسانی که در درگیری های بعد از انتخابات کشته شده اند حق برگزاری مراسم را ندارند. این حکم کلی و از طرف وزارت اطلاعات بود که به تمام مساجد ابلاغ شده بود. در مواردی هم شرایط بسیار سختی گذاشته بودند که خانواده ی کشته شدگان باید سه جواز کسب و تعهد نامه می گذاشتند که اگر مردم بیایند اتفاقی نمی افتد. سنگ های بزرگی می انداختند که خانواده ها از برگزاری هر مراسمی منصرف شوند. بعد از مدتی در مقابل سوال ماموران و کارآگاهانی که می گفتند به دنبال قاتل ندا هستند گفتیم ما از شما نمی خواهیم قاتل را معرفی کنید و با این روحیه ی نامساعد به حال خود رهایمان کنید. سهراب را چه کسی کشت؟ اشکان را چه کسی کشت؟

زمانی که ما به مزار ندا می رفتیم با ما کاری نداشتند اما با کسانی که خارج از اعضای خانواده به مزار ندا می رفتند برخورد می شد و در مواردی حتا با یکی از بستگان ما را که سر مزار ندا رفته بود برخورد کرده بودند که چرا می آیی و سر خاک ندا می نشینی.

خانواده ندا شایعاتی را که در مورد حضور پدر ندا در صدا وسیما و یا فرودگاه مطرح شده بود را تکذیب کردند و گفتند تا به حال با هیچ رسانه ای مصاحبه نکرده اند.

تا سپیدی چند ندا فاصله است؟

ساعتی بعد حمید پناهی استاد موسیقی ندا آقا سلطان به جمع سوگواران پیوست و روایت خود را از لحظه ی شهادت ندا چنین توصیف کرد: "پیش از این حادثه ما می گفتیم و می خندیدیم تا زمانی که بعد از درگیری در خیابان و شلیک گاز اشک آور به گوشه ای پناه بردیم. چشمانمان را مقابل آتش گرفتیم. ساعت دقیقا 18:10صدای کوتاه سفیر گلوله ای را شنیدیم و دیدم که ندا به روی زمین افتاد.

پیش از مرگ فقط گفت: "آقای پناهی سو.." حتا سوختم را نتوانست کامل ادا کند. وقتی گفتم بمان سرش را تکان داد و گفتم دستم را فشار بده دستش را فشار داد.

حمید پناهی حرف های دیگرش را در شعرهایی که برای ندا سروده بود خلاصه کرد و برای حاضران خواند. قرار است این شعر به طور کامل در روزنامه اعتماد منتشر شود اما بخش هایی از آن در زیر می اید :

تا سپیدی چند ندا فاصله است؟

به هوا برخاست از منیت های جاری دور شد

دشمن ظلم و عدوی زور شد

لحظه ای از ما برید .. حر شد و او حور شد

و ندا آمد ندا آمد ندا در نور شد

چه آسان او به من گفت سوختم

و چه آسان او فرو غلطید هم نشین درد شد

زرد شد دخترم سرد شد

تا رهایی را شناخت حور شد

ندا آمد ندا آمد ندا در نور شد...

...

چهلم ندا آقاسلطان پنج شنبه، ۸ مرداد بر سر مزار وی در بهشت زهرا  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 31 تیر ماه سال 1388
پسر عموی ندا آقا سلطان به همراه همسرش در روز عید مبعث به دیدن خانواده سهراب اعرابی رفتند. آنها اعلام کردند که قرار است روز پنج شنبه، هشتم مرداد به مناسبت چهلم ندا بر سر مزار او حاضر شوند. خانواده ندا گفتند که برای این مراسم اعلام عمومی نخواهند داشت، اما از حضور مردم استقبال می‌کنند. این مراسم با مراسم برخی دیگر از کشته شدگان وقایع اخیر که چهلمین روز شهادت آنها منتهی به هفته اول مرداد ماه خواهد بود در یک روز برگزار می‌شود. پیش‌بینی میشود به همین مناسبت جمعیت قابل ملاحظه ای در قطعه 257 گرد هم آیند. خانواده آقا سلطان پس از پایان مراسم در بهشت زهرا پذیرای دوستداران ندا در منزل خود خواهند بود. ساعت دقیق مراسم چهلم ندا از سوی خانواده آقاسلطان اعلام نشد. پسرعموی ندا در این دیدار از فشارهایی که پس از شهادت ندا بر خانواده او وارد شده سخن گفت. به گفته وی در روز مراسم خاکسپاری ندا آقاسلطان، ماموران امنیتی پیش از خانواده ندا در بهشت زهرا حضور داشته و پس از پایان مراسم اجازه ندادند خانواده ندا حتی برای مدت کوتاهی بر سر مزار او حضور یابند. آنها به مادر ندا که در سر مزار دخترش گریه می‌کرده، گفتند که " فاتحه‌ات را که خوانده ای، بلند شو برو " !. با این حال خانواده ندا به مادر سهراب گفتند که دیگر حاضر نیستند " باب میل آنها " رفتار کنند.

به گفته پسرعموی ندا، اغلب دوستان ندا نیز مورد بازجویی قرار گرفته‌اند.

آواز یک استاد موسیقی سنتی به یاد "ندا" و بمناسبت چهلم این عزیز  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 31 تیر ماه سال 1388

شهید میثم عبادی  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 31 تیر ماه سال 1388
یک نوجوان۱۷ ساله دیگر به نام میثم عبادی در ۲۳ خرداد به ضربه گلوله کشته شده است.
شهید مسعود هاشم زاده  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 31 تیر ماه سال 1388

اطلاعات تازه‌ای در مورد یکی از شهدای جنبش سبز: مسعود هاشم زاده

محل شهادت: خیابان شادمان، زمان: 30 خرداد

ادامه ...
گنجشکها در پنجه های قدرتمند جلاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  چاپ
تاریخ : سه شنبه 23 تیر ماه سال 1388

احساستان از دیدن این تصویر چیست؟

بنظرمن

گنجشک اولی قبل از اینکه بخودش بیاد وبفهمه چه خبره گردنش بریده شده!

دومی از ترس مرگ بیهوش وچه بسا جان داده باشه!

سومی مات ومبهوته ...اما فکرمینکه که تیغه جلاد به گردنش نمیرسه و اون درامان میمونه!

چشمهای چهارمیو ببینید...چه شجاعانه به دستان جلاد نگاه میکنه ... ظاهراً هیچ ترسی از مرگ نداره!

بیچاره پنجمی... خودشو قایم کرده!!!ظاهراً ترسیده... فکر میکنه که از دست جلاد میتونه اینطوری رهائی پیداکنه... شاید جلاد اونو ندیده بگیره!

ششمی هم که پشتشو کرده به همه اونا وفقط بفکر خودشه تابلکه راه چاره ای پیداکنه ... شاید هم در فکر گذاشتن تخم طلا برای جلاده!


اما هفتمی ... ظاهراً جلاد برای اون حساب ویژه ای باز کرده...

...اونو جدا گذاشته وگلوشو خوب فشارداده تا صدائی ازش بیرون نیاد که مبادا به گنجشکهای اطرفش اعلام خطرکنه و اونارو آگاه کنه...

...اونو جدا گذاشته تا خوب به سرهای بریده دوستاش نگاه کنه وببینه بازهم میتونه اینطوری غضبناک به چشمای جلاد نگاه کنه؟


احساس من اینو میگه ...نظرشما چیه؟

ما که ای زندگی به خاموشی

هر سوال تو را جواب شدیم...

دیگر از جان ما چه می خواهی؟

ما که با مرگ بی حساب شدیم.

"محمدعلی بهمنی"

مرغی از اقصای ظلمت پر گرفت               شب چرائی گفت و خواب از سر گرفت

       مرغ،وائی کرد، پر بگشود و بست             راه شب نشناخت،در ظلمت نشست

       من همان مرغم،به ظلمت باژگون             نغمه اش وای،آبخوردش جوی خون.

       دانه اش در دام تزویر فلک                       لانه بر گهوارۀ جنبان شک.

       لانه می جنبد وزاو ارکان مرغ                   جیغ جیغش می خراشد جان مرغ

       گاه بالی می زند در قعر آن                       گاه وائی می کشد از سوز جان.

احمدشاملو

شمعی برای ندا وتمامی شهدای جنبش سبز  چاپ
تاریخ : سه شنبه 23 تیر ماه سال 1388

ندا آقا سلطان , ندای آزادی

 

 شمعی برای ندا وتمامی شهدای جنبش سبز

 

ندا امروز چهره آزادیست، نه تنها در ایران، بلکه برای بشریت.

Neda today is the face of freedom, not just in Iran but for the humanity

نامردا ! زورتون به دختر مصری رسیده...  چاپ
تاریخ : سه شنبه 23 تیر ماه سال 1388


اینم بنظر کاریکاتوری از "نیک آهنگ کوثر"باشه چون به سبک کارای اون میخوره

جالبه نه؟... ایشان ودولت مطبوعشان هم میهنان مرا به خاک وخون کشیدن ولی دارن خودشونو جر میدن واسه یه زن مصری که بخاطر اختلافات قومی وخانوادگی کشته شده ...

مصریها از من وتو بهتر بلدن از مردمشون حمایت کنند

آقای احمدینژاد برو بفکر زندانیهای بیگناه خودمان باش که دارن یکی یکی توی بندهای زندانهای مخوف اطلاعات شکنجه وکشته میشن

اگه جر نمیدی خودتو لااقل یقه پاره کن واسه شون!!!

خواهرشهیدم دوستت دارم(از طرف یک هموطن)  چاپ
تاریخ : دوشنبه 22 تیر ماه سال 1388

خواهر شهیدم دوستت دارم ، به وسعت آزادی تو

به وسعت قلبت، دوستت دارم

به سادگی نگاه چشمانت که فریاد میزد آزادی قیمت دارد

به سرخی رنگ خونت که فریاد میزد جوانمردی از بین رفته

دوستت دارم چون خواستی و رفتی

نسبت به تو حسادت میکنم به شهامتت

امشب گذشت و تو نیستی...

میترسم که صبح شود و تو فراموش شده باشی

شیرینی بهار آزادی با تو طعم دیگری داشت

اکنون تو آزادی و ما در بندیم

به یاد تو خواهر عزیزم تا صبح آزادی سیاه خواهم پوشید…دوستت دارم "ندا" خواهرشهیدم

هشدار امنیتی برای دارندگان وبلاگ...  چاپ
تاریخ : دوشنبه 22 تیر ماه سال 1388

هشدار امنیتی برای دارندگان وبلاگ:

سایت آماری "وبگذر" که برخی از آن در وبلاگ خود بعنوان شمارشگر و ثبت آمار استفاده می کنند، مستقیما توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی راه اندازی شده و اداره می شود. بانیان اصلی این وبلاگ از فارغ التحصیلان مدرسه علوی که بهمراه دانشگاه امام صادق از منابع اصلی تامین نیروی امنیتی کشور است، می باشند. هرگونه تحرک شما در فضای مجازی بوسیله کدهائی که این سایت در اختیار شما می گذارد تا در وبلاگ خود قرار دهید، مستقیما به این سایت منتقل می شود. سریعا به بخش تنظیمات وبلاگ خود رفته و با حذف کدهای این سایت، آنرا غیر فعال کنید. در صورت نیاز می توانید از نمونه های خارجی استفاده کنید. آدرس سایت وبگذر: http://www.webgozar.com

اگر حتی درصد کوچکی از این خبرصحت داشته باشد بنظر ارزش مکافات بعداز آنرا نداردبنابراین بهتراست که فعلاً بی خیال این سرویس شوید
ندای ایران...  چاپ
تاریخ : دوشنبه 22 تیر ماه سال 1388

تابلو رنگ روغن " ندای ایران" اثر ساده وپر معنی یک هنرمند ناشناس ایرانی:

   1      2      3    >>